به سوی آینده
سعی می کنم ذهنم را متمرکز کنم، اما بازهم موضوعات مختلف همه با هم حضور دارند. اولویت بندی هم که می کنم یا همه دوباره در فهرست قرار می گیرند یا اینکه همه خط می خورند و نتیجه اش می شود که روی پاکنویس را گرد و غبار گرفته است.
یک هفته تا انتخابات در ایالات متحده بیشتر باقی نمانده است و اگر اوضاع همینطور پیش برود، به احتمال زیاد اوباما بر جایگاه ریاست جمهوری خواهد نشست. درواقع چه اوباما انتخاب شود و یا چه ورق به نحوی برگردد و مک کین پیروز این بازی شود، رییس جمهور جدید ایالات متحده در ابتدای کار قدرت بسیار بالایی خواهد داشت. این نیروی عظیم، در واقع برگرفته از آرا اکثریت مردم یکی از قدرتمندترین کشورهای دنیا است که اجازه ی دست زدن به هر عملی را حداقل در چند ماه ابتدایی برای رییس جمهور امریکا فراهم خواهد کرد.
کما اینکه باید در نظر داشت، یکی از دلایل اصلی ناکامی های رییس جمهور فعلی ایالات متحده در ماه های پایانی و یا حتی شاید در بیشتر دوره ی دوم ریاست جمهوری او، درصد بسیار پایین محبوبیت در میان مردم امریکا و همینطور مردم سایر نقاط جهان بوده است. بنابر این نیروی مظاعفی که از یک محبوبیت بین المللی برای شخصی مانند باراک اوباما به وجود خواهد آمد، او را قادر خواهد ساخت تا بر روی موضوعات مورد نظر خود فشار مضاعفی وارد کند.
برای مثال قطعا اگر باراک اوباما از دخالت نظامی ایران در کشورهای همسایه خود صحبت کند و یا نسبت به برنامه ی اتمی ایران هشدار دهد، درصد همراهی افکار عمومی مردم جهان با زمانی که جرج بوش در این موارد ادعا می کرد متفاوت خواهد بود. از طرف دیگر با در نظر گرفتن تصویری که در چند سال اخیر و با دوره ی جدید ریاست جمهوری، از ایران منتشر شده است، تشخیص بازنده ی این بازی چندان مشکل نخواهد بود.
در این میان شاید تنها راه خروج از این معادله ی پر ضرر، انتخاب فردی متفاوت به عنوان رییس جمهوری اسلامی ایران باشد، اما با شرایطی که در حال حاظر در سطوح سیاسی و اجتماعی ایران وجود دارد به نظر می رسد که حداقل در حال حاظر رسیدن به چنین انتخاب متفاوتی از شانس بالایی برخوردار نیست.

اگر می دانستم که متاهل شدن این همه تنبلت میکنه برای وبلاگ نویسی، … نمی دونم چی بنویسم دیگه! … شاد و سلامت باشی