قواره ی کوتاه

حوادث دیشب به طور کامل و خاص نشان دهنده ی کوتاهی قد و قواره ی مدیریت اجرایی فعلی کشور بود. ماه ها بود که هر آدم عاقلی می گفت که باید در کنار فروش سهمیه ای، بنزین آزاد با قیمت دوم هم فروخته شود. حالا چه با روش افزایش نرخ پله ای و یا چه از ابتدا با نرخ آزاد. حتی می شد اعمال سهمیه رو هم به صورت پله ای انجام داد، مثلا می شد از ابتدای تیر روزی ۱۰ لیتر، مرداد روزی ۷ لیتر، شهریور روزی ۵ لیتر و از مهر سهمیه اصلی رو به اجرا گذاشت تا در طی این مدت دوره ی گرما سپری بشه، برای بهینه سازی سریع سیستم حمل و نقل عمومی اقدامی بشه و از طرف دیگه مردم هم به کاهش مصرف و جایگزینی راه های دیگر برای جابجایی عادت کنند.
البته مشهوره که یک روز بنده ای از بندگان خدا در راهی می رفت، به جوی آبی رسید. دید عزیزی بر روی شکم دراز کشیده و از لب جوی آب می خوره. به اون عزیز گفت: خوابیده آب خوردن خلاف عقله. اون عزیز سرش رو چرخوند و نگاهی کرد و گفت: عقل چیه؟ بنده ی خدا در جواب گفت: تو آبت رو بخور… بنابر این شاید خیلی هم گوش کسی به این حرف ها بدهکار نباشه که اگر بود اوضاع اینی نبود که امروز پیش روی این کشوره.


  1. کشور ایران بود و خاک مهربانان این دیار
    مهربانی کی سر آمد , کشور ایران را چه شد ؟
    صد هزاران بی گناه را کشتند و بانگ مرغی برنخاست
    عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
    گوی دزدی و ظلم و چاپلو سی در میان افکنده اند
    کس به میدان درنمی آید سواران را چه شد ؟
    زهره سازی خوش نمی سازد مگر عودش بسوخت
    کس ندارد ذوق مستی می گساران را چه شد
    سجاد اسرار ایران را کس نمی داند خموش
    از که می پرسی که دور روزگاران را چه شد ؟؟؟