عید آمد و ما …


سلام. جای شما خالی الان اینجا یک بارونی می آد لنگه ی اونی که دوره ی حضرت نوح(ع) اومد فقط خدا رو شکر این مالزیایی ها سیستم فاضلاب شهریشون قویه و البته نکته ی مهمتر اینکه تا اون جایی که من خبر دارم خدا هم قضبش نگرفته! صد مرتبه شکر البته! یک رعد و برق هایی هم می زنه که اگر این ها رو تهران می زد تا به حال نصف شهر سکته زده بودند. به هر حال امیدوارم که این بارون شب عید با همین شدت که می باره بدی ها و بدبختی ها رو بشوره و فردایی مطبوع و امیدبخش به ارمغان بیاره. یا مقلب القلوب و الاحوال، حول حالنا الا احسن الحال…
این مطلب رو که اومدم بنویسم یاد آقا افشار افتادم. نمی دونم وقتی این داستان رو می گفت محسن هم بود یا نه. می گفت زمان بچگی ما نزدیک عید که می شد مادر خانواده ی یکی از اقوام به بچه ها یاد داده بود که برند برای پدر خانواده بخونند که عید آمد و ما لختیم …
بچه های انجمن ایرانیان دانشگاه هم برای عید، فردا قرار جشنی برگزار کنند. مهمون های زیادی دعوت شدند. برای برگزاری هر چه بهتر جشن هم زحمت کشیدند. عزیز دل برادر مشکی، ببخشید رضا صادقی هم قراره تشریف بیارن و به فیض برسونند. خب بنده هم بر حسب وظیفه در خدمت دوستان هستم. (هفته پیش برای دفعه ی N ام فیلم مارمولک رو با بچه ها دیدیم!) عرض خدمتتون که خلاصه کلام، با فراق بال عیدی های دوستان رو پذیرا هستیم.
این شعر رو هم از وبلاگ الپر داشته باشید:
ای دل من، گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی به کام
باده رنگین نمی بینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت ازآن می که میباید تهی است
ای‌دریغ‌ازتواگرچون‌گل نرقصی‌بانسیم!
ای‌دریغ‌از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای‌دریغ‌از‌ما اگر کامی نگیریم‌از‌بهار…


  1. سلام .. وقت به خیر
    سال نو مبارک
    ان شاء الله سال ۸۶ سال ظهور مهر بیکران، امام زمان (ع) باشد.
    موفق باشین