یک سال بعد

هردفعه که ایران می‏روم، یک‏بار دیگر این موضوع ملکه ذهنم می‏شود که آدم زندگی در خارج از کشور نیستم، خیلی دلیل و مدرک هم نمی‏خواهد، در واقع شاید این ریه‏ها برای نفس کشیدن در هوای بسیار عالی(!) تهران تنظیم شده است. هر چه هست، موقع برگشتن انگار در حال تسلیم جان به ملک‏الموت هستم و اگرچه در ظاهر معمولا خم به ابرو نمی‏آورم، اما باطن امر مشوش و پرتلاطم است.

عصر 22 خرداد

سه‏شنبه صبح برای رسیدن به قراری در حال رانندگی بودم، حدود ساعت ۱۰ صبح بود که ترافیک صبحگاهی تهران هم کمی خلوت‏تر می‏شود. از داخل داشبورد سی‏دی بی‏نام و نشانی را درآوردم؛ ظاهرش آشنا بود. صدای موسیقی که بلند شد، انگار یک سال به عقب برگشته باشم، همین ماشین و همین آهنگ، یاد آن همه امید و شور و شادی افتادم… کوه‏ها لاله‏زارن، لاله‏ها بیدارن، تو کوه‏ها دارن گل گل گل آفتابو می‏کارن… همان سی‏دی ۲۱ آهنگه پارسال بود.

در سالگرد انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ و با نگاه به شرایط امروز کشور باید اذعان داشت که روشی که در حال حاضر در اداره کشور به کار می‏رود و روندی که طی می‏شود، متاسفانه امیدوارکننده نیست. سال‏ها است که در کنار فداکاری‏ها، جانفشانی‏ها و تلاش‏های بی‏چشم‏داشتی که در جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته اشتباهات نه چندان کوچکی نیز رخ داده است که هرقدر از عمر یک نظام سیاسی می‏گذرد، وقوع چندباره این‏گونه اشتباهات باعث ایجاد صدمات فاجعه‏آمیز و غیر قابل جبران‏تری می‏شود.

درحالی که زمینه اختلاف فکری و اعتقادی بحران جاری کشور شاید به سال‏ها قبل باز می‏گردد و با دستمایه قرار دادن تبلیغاتی موضوع فقرا و اغنیا توسط دولت در سال‏های اخیربیش از پیش آماده شده بوده است، اما اگر به حوادث پیرامون انتخابات ریاست جمهوری اخیر نگاه کنیم، به نظر می‏رسد که از میان اتفاقات این دوره زمانی ۲ رویداد برجسته، یکی قبل از رای‏گیری و دیگری پس از آن، در شعله‏ورتر شدن آتش اختلاف طبقات اجتماعی و سرعت بخشی به تبدیل رقابت‏های انتخاباتی به کینه و درگیری پایدار میان اقشار جامعه نقشی کلیدی ایفا کرده‏اند.

اولین رویداد، نحوه تعامل طرفین در مناظره انتخاباتی میان میرحسین موسوی و محمود احمدی‏نژاد بود. درواقع این مناظره و نحوه برخورد نامناسب رئیس دولت نهم و به کارگیری ادبیات خاصی که تداعی کننده نوعی حس انتقام‏جویی بود، باعث شد که هیجانات و گفتگوهای میان مردم، به خصوص تعاملات رودررویی که در آن دوره میان هواداران کاندیداها در سطح خیابان‏های شهرها برقرار بود، از حالت به نسبت مثبت و پایداری که جریان داشت به حالتی برتری‏طلبانه، تمسخرآمیز و درنهایت همراه با کینه و پرخاشجویانه،  تبدیل شود. این جو اجتماعی مسموم شده و در عین حال پرپتانسیل، بستری برای بدفهمی‏ها و دشمنی‏های کوری شد که احتمالا تا مدت‏ها گریبان‏گیر جامعه خواهد بود.

رویداد دوم، سخنان رهبری در اولین نمازجمعه پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری است. در حالی که درگیری‏های شدیدی در آن‏روزها میان مردم و نیروهای سازماندهی شده وجود داشت، این سخنرانی می‏توانست نقشی کلیدی در بازکردن گره‏های کور شده بازی کند. اما آن‏طور که حوادث پس از آن نشان داد، بخش‏هایی از این سخنرانی باعث ناامید شدن مردم از رسیدگی به اعتراض آن‏ها در بالاترین سطح مسئولین کشور شد:

“من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلاف‌نظر دارم، که طبیعى هم هست؛ ولى مردم نباید دچار توهم بشوند، چیز دیگرى فکر کنند. البته بین ایشان و بین آقاى رئیس جمهور از همان انتخاب سال ۸۴ تا امروز اختلاف‌نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمینه‌ى مسائل خارجى اختلاف‌نظر دارند، هم در زمینه‌ى نحوه‌ى اجراى عدالت اجتماعى اختلاف‌نظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلاف‌نظر دارند؛ و نظر آقاى رئیس جمهور به نظر بنده نزدیکتر است.” … “رقابت‏ها تمام شد. همه‌ى کسانى که به این چهار نامزد رأى دادند، مأجورند؛ ان‌شاءاللَّه اجر الهى دارند. همه‌شان در درون جبهه‌ى انقلابند، متعلق به نظامند؛ اگر با قصد قربت رأى داده باشند، عبادت هم کرده‌اند. خط انقلاب، چهل میلیون رأى دارد؛ نه بیست و چهار و نیم میلیون که رأى به رئیس جمهور منتخب است. چهل میلیون به خط انقلاب رأى دادند. مردم اطمینان دارند؛ اما برخى از طرفداران نامزدها هم اطمینان داشته باشند که جمهورى اسلامى اهل خیانت در آراء مردم نیست. ساز و کارهاى قانونى انتخابات در کشور ما اجازه‌ى تقلب نمی‏دهد. این را هر کسى که دست‌اندرکار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصدیق می‏کند آن هم در حد یازده میلیون تفاوت! یک وقت اختلافِ بین دو رأى، صد هزار است، پانصد هزار است، یک میلیون است، حالا ممکن است آدم بگوید یک جورى تقلب کردند، جابه جا کردند؛ اما یازده میلیون را چه جور می‏شود تقلب کرد!” خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران – ۲۹ خرداد ۱۳۸۸

پیوست: شاید بد نباشد مستند ایاک و الدمأ (+یوتیوب) را دوباره مرور کنیم.

نوشته شده در 23 خرداد 1389 با یک نظر / تدبیر امور

  1. سلام آقا سجاد گل:
    پست جدید که در راستای مقام پدر نذاشته بودی ولی ما اومدیم که میلاد حضرت امیر و روز پدر رو به این پدر آینده تبریک بگیم .ایشالا بزودی پدر شدنت رو ببینیم…
    به همسر گرامی هم سلام برسون…
    موفق باشید