روزشماری برای گرفتن جان آدم‏ها

روزنامه‏ی اعتماد امروز را مرور می‏کردم و به خبری رسیدم که مرا به فکر فرو برد. گروهی از نمایندگان مجلس هشتم طرحی دو فوریتی آماده کرده‏اند تا به صورت تبصره‏ای بر ماده ۲۳۶ آیین مجازات کیفری اضافه شود تا مدت زمان میان صدور حکم اعدام و اجرای آن را در مواردی که مجرم “محارب” تلقی شود از ۲۰ روز به ۵ روز کاهش دهند: «در جرائم مربوط به اخلال در نظم عمومی چنانچه متهم محارب شناخته شود، مهلت مذکور از ۲۰ روز به ۵ روز تقلیل یابد.»

در متن فعلی ماده ۲۳۶ آیین مجازات کیفری آمده است:  «مهلت درخواست تجدیدنظر برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور دوماه از تاریخ ابلاغ یا انقضای مدت واخواهی است، مگر در موارد مذکور در بندهای (الف)، (ب) و (ج) ماده (۲۳۵) و بند (د) ماده (۲۴۰) این قانون.»

حکم اعدام، در واقع نهایت تنبیهی است که می‏توان برای یک مجرم در نظر گرفت. تنبیهی که پس از انجام بازگشتی ندارد. از سر همین بی‏بازگشتی و احتمال خطا در تشخیص قضایی، بسیاری از کشورها این تنبیه را کنار گذاشته‏اند و آن‏ها که آن‏را اجرا می‏کنند نیز معمولا پس از بارها بررسی و دقت، تن به گرفتن جان همنوع خود می‏دهند. از این رو، تعجیل در اجرای این مجازات شاید یکی از بزرگترین اشتباهاتی است که می‏تواند در راه تشخیص و تایید چنین پرونده‏هایی صورت بگیرد. در فضای فعلی جامعه و کشورمان، آماده‏کردن چنین طرحی تنها موضوعی را که به ذهن می‏آورد، یک عکس‏العمل و واکنش عجولانه است که بررسی اسامی نمایندگان پیش‏نهاد دهنده‏ی این طرح نیز بر این موضوع صحه می‏گذارد.

نقل است که در جنگ خندق، پس از بارها تلاش کفار برای عبور از خندق، تنها “عمرو بن عبدود” توانست سوار بر اسبش از آن بگذرد. عبور او از خندق و نام‏آوری وی در میان اعراب به جنگ‏آوری، ترسی در میان برخی از یاران پیامبر انداخته بود تا اینکه رسول خدا، علی(ع) را برای نبرد با او مامور کرد. پس از نبردی تن‏به‏تن و هنگامی که علی‏(ع) بر وی چیره می‏شود و تصمیم بر کشتن او می‏گیرد، عمرو بن عبدود بر صورت علی(ع) آب‏دهان پرت می‏کند. معروف است که حضرت بر می‏خیزد و روی بر می‏گرداند و پس از گذشت دقایقی باز می‏گردد و کار را به آخر می‏رساند.

مجرمی که جرمش برای دو معصوم و تمام حاضران به عینه محرز شده است، با امام زمان و پیامبرخدا در نبردی تن‏به‏تن بوده است و رسول‏الله در تمثیلی «برز الاسلام کله علی‏الکفر کله» او را نماد همه‏ی کفر نامیده است را علی‏(ع) در مجازاتش تعجیل نمی‏کند تا مگر نکند که از روی خشم و کینه و به خاطر توهین به خودش این کار را کرده باشد. برای همین است که آن ضربت می‏شود «ضربة علی یوم‏الخندق، افضل من عباده الثقلین» (ضربت علی در روز نبرد خندق، از عبادت جن و انس برتر است) و نه یک قتل واکنشی و از روی عداوت شخصی.

حال در این دوران فتنه، که حق و ناحق درهم آمیخته است، چه دلیل عقلی، شرعی و انسانی می‏تواند وجود داشته باشد که فرصت تجدیدنظر و بررسی موشکافانه در پرونده‏های اعدام گرفته شود و برای ستاندن جان انسان‏ها این‏طور روزشماری شود؟

چشم‌هایم را می‌بندم…

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم، دفترچه‌ی پاکنویس من دوباره راه افتاد. همسر گرامی و مهران عزیز لطف کردند و این خانه‌ی جدید را سرپا کردند و برای سالگرد تولدم به من هدیه کردند. خوب و زیبا و دلنشین. برای اینجا واقعا متشکر همت هردو هستم.

آرشیو نوشته‌های قبلی را وارد کردم، اما تاریخ همه‌ی یادداشت‌ها از بین رفته بود. از “ماشین برگشت زمان” و محتوای نوشته‌ها کمک گرفتم و بعد از چند ساعتی تاریخ‌ها را تا حدودی تصحیح کردم. آن دی‌ما ۱۳۴۸(!) که باقی مانده، یادداشت‌های وبلاگ اولم در بلاگر است که دیگر تاریخ آن‌ها را فرصت نشد تا برگردانم. البته نوشته‌های چندان دندان‌گیری هم نیستند.

چند دقیقه‌ای هست که از دنیای مجازی دوباره برگشته‌ام به دنیای واقعی. تکیه داده‌ام به پشتی صندلی و به صفحه‌‌ی روبرو خیره‌ام. دست‌هایم را پشت سرم می‌گذارم و چشم‌هایم را می‌بندم. آه، چه‌فکر می‌کردیم، چه‌شد…

هر کدام از ما برداشتی مخصوص به خود از اوضاع و احوالی که می‌گذرد دارد. هر چند تاروپود ما را با امید سرشته‌اند، اما برداشت من پر از غم است و سکوت.

باران گرفت وگریه‌ی پنهان ما ندید / خوابید شهر وخواب پریشان ما ندید
تاوان بی‌نزاکتی از عاشقان گرفت / آن کور‌ دل که چاک گریبان ما ندید
ما خود دریده‌ایم قبا را مگر کسی / در روز مرگ پیکر عریان ما ندید
بر ایل ما چه رفت که دلتنگ ما نشد / در عکس ما چه دید که در جان ما ندید
مست است آن‌که یاد حریفان ما نکرد /  خواب است آن‌که خون شهیدان ما ندید
دلتنگم از کسی که مزامیر سبز را / در عقل سرخ سید خندان ما ندید

عبدالجبار کاکایی