به افتخار بارون و بهار

گوش کنید: بهار، بهار…

گوش کنید: بهار، بهار…
سلام. من نمی فهمم که بعد از اجرای طرح های بسیار پیشروی اخیر، امنیت در کدوم دسته از اقشار مختلف “مردم” ایجاد شده؟ وگرنه سرکار خانم که از مدت ها قبل دارای امنیت برای گفتن هر حرفی بودند. جالب اینجا این ماهیگیران از آب گل آلود هستند که بیش از پیش صحنه رو برای بروز استعدادهای نشکفته شون آماده می بینند.
سلام. اگر شاهان قاجار مملکت داری بلد بودند کار کشور به جایی نمی رسید که انگلیس ها رضاخان رو به حکومت برسونند. اگر رضاخان مملکت داری بلد بود، بعد از اون همه ادعای ارتش نوین داشتن کارش به جایی نمی رسید که به یک “جزیره” تبعیدش کنند. اگر محمد رضای پهلوی مملکت داری بلد بود، دکتر مصدق رو باید روی سرش می گذاشت و آیت الله کاشانی رو روی چشمش، اگر مملکت داری بلد بود اصلا نباید می گذاشت بین این دو اختلاف بیفتد، چه برسد به اینکه به اجبار از کشور خارج شود و با کودتا بر علیه نخست وزیر “خودش” به سرکار برگردد. اگر مملکت داری بلد بود ۱۵ خرداد فاجعه نمی شد. شاید بهمن ۵۷ هم نبود. انگلستان هم نظام مشروطه سلطنتی دارد. هلند، دانمارک، سوئد و حتی همین مالزی هم پادشاه دارند. بحث سر نوع حکومت نیست. بحث بر سر نحوه ی مدیریت یک کشور است.
فکر می کنم “تجربه” حداقل حسنی که دارد این است که باعث توانایی بیشتر در اداره ی مملکت می شود. کم تجربگی در اداره ی یک کشور از هر دشمن و تهدید خارجی مهلک تر است. با همه ی انتقاد ها، واقعا از “اتحاد ملی و انسجام اسلامی” و “حسن تدبیر و توجه به همه جوانب و تعقل در برخورد با ناهنجاریها یک ضرورت است” و حتی “ترویج حجاب اسلامى نیازبه برخوردآمرانه ندارد” تا “طرح های انتظامی ایجاد امنیت اخلاقی” و “با تمام قوا از طرح امنیت اخلاقی حمایت میکنیم” در تجربه مملکت داری فاصله ی زیادی است.
پی نوشت: آقای رییس پلیس من شرم می کنم!
سلام. به نظر من صدا و سیما زیر نظر مدیریت جدید واقعا دوران بهتری رو داره سپری می کنه. ممکنه چند دلیل برای این رویکرد وجود داشته باشه، یکی تغییر سیاست های کلی، یکی تغییر دولت که احیانا لزوم مقابله با اون رو از ذهن این سازمان بیرون برده و باعث راحت شدن خیال دست اندرکاران اون شده و فکر می کنم از همه مهمتر تفاوت در طرز فکر مدیر جدید با مدیر قبلی این سازمانه. برنامه ها وسریال های متنوع تر و جذاب تر و گاهی هم بروز خلاقیت ها رو می شه کما بیش حس کرد. البته تا رسیدن به ایده آل ها قطعا راه زیادی مونده و شاید انتقاد های زیادی هم هنوز وارد باشه.
اینطور موقع ها می شه ۲ روش مختلف رو در بر خورد با این تحولات در نظر گرفت. یکی این گفت نه این ها هنوز اون چیزی که ما می خوایم نیست و حتی معدود کارهای خوب رو هم نادیده بگیریم. راه دیگه هم نشون دادن اینه که ما خوب و بد رو از هم تشخیص می دیم و برای فکر، خلاقیت و تلاش های حتی موردی هم ارزش قایل هستیم.
برنامه ی شب شیشه ای رو شاید بشه جزو این جور برنامه های متفاوت در نظرش گرفت. اصولا اینکه در این برنامه آدم هایی که گاها مردم دوست دارن ببیننشون و ازشون بشنون شرکت می کنند خودش یک کار مثبته. این موضوع جدای از اجرای نسبتا خوب مجری این برنامه است.(گرچه من خودم به شخصه کمی اجرای ایشون رو لوس می دونم!) اما به هرحال با توجه به اینکه این برنامه از صدا و سیما پخش می شه قطعا محدودیت های خودش رو داره. حالا اینکه توی یک همچین برنامه ای کاری کنیم که بیشتر از اینکه باعث بشه ما بتونیم به هدف احتمالی برسیم باعث می شه به قول معروف زیر آب چنین برنامه هایی زده بشه شاید خیلی کار عاقلانه ای نباشه. البته من نمی گم محافظه کاری باید کرد یا در مقابل حرف اشتباه مجری سکوت کرد، بلکه فکر می کنم شاید بشه کمی با نرمش نظرات متفاوت رو بیان کرد. از طرف دیگه فکر می کنم اگر قرار هم باشه که در یک برنامه ی زنده اعتراض خودمون رو به صورت مشهود نشون بدیم شاید برنامه ای جدی تر(بی مزه تر!) جای بهتری باشه تا این برنامه.
قسمتی از کلیپ آقای صفاریان:
سلام. بعد از مدتی یک دستی به سر و گوش این لینک های کنار صفحه کشیدم. اون هایی رو که دچار غیبت کبری شدن حذف کردم و یک سری هم جدید اضافه شدن. از بین لینک های جدید این چند تا رو بیشتر توصیه می کنم فعلا:
کلاشینکف دیجیتال
حاجی کنزینگتن
قلم نوشت
ابتکار سبز
پی نوشت:
توکای مقدس