حرکت هوشمندانه
سلام. طی یک حرکت هوشمندانه اوضاع از این:

به این تبدیل شد.

نظریه اهمیت ایران و ایرانی
وطن!می خوامت فطیر!
به کجا می رویم؟
اعدام بجای توبه نامه
سلام. طی یک حرکت هوشمندانه اوضاع از این:

به این تبدیل شد.

نظریه اهمیت ایران و ایرانی
وطن!می خوامت فطیر!
به کجا می رویم؟
اعدام بجای توبه نامه
سلام. ماجرای سربازها و ملوانان بریتانیایی که در خلیج فارس بازداشت شده اند به نظر من از سه حالت خارج نیست:
اول اینکه اونها واقعا حدود مرزی ایران رو رعایت نکرده باشند که در این صورت برخورد های اخیر تا حدودی موجه هست ولی باید به سرعت مدارکی که تایید کننده ی عمل غیر قانونی اونها بود نشون داده می شد تا از بار تبلیغات بر علیه بازداشت اونها کاسته بشه. بعد اجازه دیدار مقامات سفارت انگلیس با اونها داده بشه و به فرض اونها به یک دادگاه علنی داخلی و یا احتمالا به دادگاه لاهه ارجاع بشوند.
دوم اینکه اونها حدود مرزی رو رد نکرده باشند ولی به هر حال من هم قبول دارم که خیلی خوشایند نیست که این آمریکایی ها و انگلیسی ها زیر سبیل نداشته ی ما ول بچرخند و خیال کنند دارند توی هایت پارک قدم می زنند. در نتیجه لازم بوده تا کمی زهر چشم گرفته بشه. خب در این صورت با توجه به نبود مدرک در مورد ادعای ما بهتره بعد از چند روز و گرفتن اعتراف و این حرف ها سریع تر آزاد بشوند. آزاد کردن این خانم انگلیسی شاید تایید کننده ی همین نظر باشه. (البته من نمی گم که این کارها خوبه و مورد تایید منه)
سوم اینکه ایران چند دیپلمات بازداشت شده در عراق داره که اونها هنوز آزاد نشدند. شاید قراره که سعی بشه تا این ها با اون ها مبادله بشوند که خب در این یک مورد خدا به خیر کنه!
من فقط می دونم که افکار عمومی جهانی بر ضد ماست حتی اگر اون ها واقعا در آب های ایران دستگیر شده باشند. چی؟ آقای دکتر؟ تقصیر ایشونه که افکار عمومی جهانی حتی اگر حق با ما باشه بر ضد ماست؟ نه به ایشون که ربطی نداره افکار عمومی جهان. مردم روسیه و چین و اندونزی و قطر و همه حامی ما هستند، در حمایت از ما دولت های اون ها همه به قطعنامه اخیر سازمان ملل رای مثبت دادند!
پی نوشت: نه عزیز من، ما خیلی از مردم باشتین و بیهق بی خیال تریم!

سلام. سخنرانی آقای خامنه ای بازتاب گسترده و منفی در رسانه های خارجی داشت، به خصوص که اکثرا فقط این جمله رو تیتر کرده بودند که “ایران دست به کارهای غیر قانونی خواهد زد” و قبل و بعد جمله رو در متن خبر ها آورده بودند که باعث می شد اون جمله اثر منفی خودش رو در نگاه اول بگذاره. اما در مقابل همونطور که انتظار داشتم از رفتن جناب دکتر به شورای امنیت جلوگیری شد. البته قطعا به دلیل عدم صدور روادید و اینجور بحث ها نبوده و یحتمل به ایشون گفته شده که به هر حال این تعطیلات عید رو اگر استراحت کنند بهتره.
واقعا هم حضور ایشون در اونجا هیچ سودی نداشت. چون جلسات نهایی شورای امنیت فقط برای رسمی کردن مصوبات برگزار می شه و کشورهای پیشنهاد دهنده تا موقعی که از رای آوردن قطعی یک مصوبه مطمئن نباشند اون رو راهی جلسه ی نهایی نمی کنند که حالا بخواهد سرش بحثی بشه و احیانا حضور آقای دکتر اثر مثبتی برای جلوگیری از صدور قطعنامه داشته باشه. تنها اثر حضور یک نفر در سطح رئیس جمهور یک کشور در شورای امنیت کارکرد تبلیغاتی داخلی و صد البته سرافکندگی بیشتر بعد از صدور یک قطعنامه محکوم کننده بود.
هودر دلش رو صابون زده بود که با حضور دکتر در شورای امنیت و افتضاح احتمالی مقدمات استیضاح دکتر فراهم می شه اما من فکر می کنم آقای دکتر تا آخر این دوره تشریف خواهند داشت و کماکان سرگرم گوجه و هاله و هسته خواهند بود ولی از حضور ایشون در دوره ی بعدی جلوگیری خواهد شد. البته از قدیم هم گفتن که خدا عالمه!
پی نوشت: این نوشته ی عباس عبدی رو ببینید: معنای اجماع در قطعنامههای اخیر

سلام. جای شما خالی الان اینجا یک بارونی می آد لنگه ی اونی که دوره ی حضرت نوح(ع) اومد فقط خدا رو شکر این مالزیایی ها سیستم فاضلاب شهریشون قویه و البته نکته ی مهمتر اینکه تا اون جایی که من خبر دارم خدا هم قضبش نگرفته! صد مرتبه شکر البته! یک رعد و برق هایی هم می زنه که اگر این ها رو تهران می زد تا به حال نصف شهر سکته زده بودند. به هر حال امیدوارم که این بارون شب عید با همین شدت که می باره بدی ها و بدبختی ها رو بشوره و فردایی مطبوع و امیدبخش به ارمغان بیاره. یا مقلب القلوب و الاحوال، حول حالنا الا احسن الحال…
این مطلب رو که اومدم بنویسم یاد آقا افشار افتادم. نمی دونم وقتی این داستان رو می گفت محسن هم بود یا نه. می گفت زمان بچگی ما نزدیک عید که می شد مادر خانواده ی یکی از اقوام به بچه ها یاد داده بود که برند برای پدر خانواده بخونند که عید آمد و ما لختیم …
بچه های انجمن ایرانیان دانشگاه هم برای عید، فردا قرار جشنی برگزار کنند. مهمون های زیادی دعوت شدند. برای برگزاری هر چه بهتر جشن هم زحمت کشیدند. عزیز دل برادر مشکی، ببخشید رضا صادقی هم قراره تشریف بیارن و به فیض برسونند. خب بنده هم بر حسب وظیفه در خدمت دوستان هستم. (هفته پیش برای دفعه ی N ام فیلم مارمولک رو با بچه ها دیدیم!) عرض خدمتتون که خلاصه کلام، با فراق بال عیدی های دوستان رو پذیرا هستیم.
این شعر رو هم از وبلاگ الپر داشته باشید:
ای دل من، گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی به کام
باده رنگین نمی بینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت ازآن می که میباید تهی است
ایدریغازتواگرچونگل نرقصیبانسیم!
ایدریغاز من اگر مستم نسازد آفتاب
ایدریغازما اگر کامی نگیریمازبهار…
سلام. اینجا رو اگر حوصله دارید بخونید. اگر حوصله ندارید یه نگاهی به این تیکه از همون مطلب بندازید:

“داستان فیلم، جنگ ایران و یونان در میدان جنگ ترموپیل (گردنه معروفی در یونان، بین کوه اویته و خلیج مالیک) است. جایی که پادشاه اسپارتی یعنی لئونیداس ارتش ۳۰۰ نفری خود را علیه ارتش عظیم ایرانیان تجهیز کرد تا مقابل سپاه خشایارشا ایستادگی کنند اما گوژپشتی دروازههای شهر را به روی لشگر ایران باز میکند بنابر روایت هرودوت از تاریخ، این ۳۰۰ اسپارتی توانستند جلوی لشگر عظیم خشایارشا به مدت ۳ روز مقاومت کنند اما در نهایت شکست خوردند. بنا بر این روایات همین دفاع سه روزه باعث اتحاد یونانیان علیه ایرانیان و همین آغازی شد برای دموکراسی یونان و در نهایت شکست خشاریارشا در نبردهای بعدی. [...] گذشته از نکات تاریخی آزاردهندهترین قسمتهای ۳۰۰، تصویر ایرانیان است. در این فیلم سپاه ایران افرادی هستند مشابه وحشیها و موجودات نفرتانگیز ارباب حقهها یعنی «اورکها». کسانی که جز کشتن نمیدانند و از نظر مغزی هم موجوداتی هستند در ردیف غولهای ابله داستانهای هری پاتر که البته در برابر ۳۰۰ نفر یونانی خوشتیپ و فداکار زمینگیر میشوند…”
لگو فیش اینجا در مورد یک بمب گوگلی جدید توضیح داده. بی خود نیست که می گن این ایرانی ها ت-ر-و-ر-ی-س-ت هستن! کارمون همش شده اعتراض؛ حالا یه روز به زندان، یک روز به فیلم. کی قراره چرخ فلک به کام ما بچرخه نمی دونم! به هر حال فعلا همینه که هست. اگر خواستید لینک بدید و کلیک کنید (یه جور حالت در راه خدا کمک کنید!). تقدیم به گوگل عزیز:
۳۰۰ the movie