دم نوشت ۲۹/۶/۸۵

سلام. امشب دومین امتحان میان ترم این درس رو دارم. کلاس ها تقریبا دیگه تموم شده و حدودا از ۱۰ روز دیگه امتحان های پایان ترم شروع می شه. یکی از بچه ها ۲ تا همستر(موش دست آموز، یا یه چیزی تو این مایه ها!) خریده و به تعداد نون خور های خونه اضافه کرده. همین الان یدونه کورن فلکس (برشتوک!) آغشته به شیر دادم یکیشون خورد ولی باز داره میله های قفس رو گاز می زنه و من اصلا قصد ندارم که دیگه محلش بگذارم.

یکی از رفقا هست یکی دو ماهه ندیدمش. شاید هم بیشتر. البته خیلی ها هستند که خیلی وقته ندیدمشون. اما این یکی رو چند روز یکبار می دیدم. تلفنش رو هم جواب نمی ده. براش پیغام هم گذاشتم. یعنی زیر تریلی رفته؟ بعیده!
ماه رمضان هم داره میاد. از امام رضا (ع) نقل است که در روزهای آخر ماه شعبان این دعا را بخوانید:
” اللهُمَ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضا مِنْ شَعْبانَ، فَغْفِرْ لَنا فی ما بَقیَ مِنْه ” ( خدواندا، اگر در آنچه از ماه شعبان گذشت ما را نبخشیده ای، در باقی مانده ی آن ما را ببخش…)

دنیای درهم ما

سلام. دیگه عادت شده بود که هر روز صبح یک سری به وب سایت شرق بزنم و روزنامه رو بخونم. خب به سلامتی این عادت هم فعلا تعطیل شد. با وجود اینکه بالاخره تحمل شرق به خصوص در این چند ماه اخیر برای دوستان! سخت شده بود و دیر یا زود قصد تعطیل کردنش رو داشتن اما به هر حال این کاریکاتور هاله دار! شاید کمی زیاده روی بود. حداقل در جو فعلی مملکت عزیز ما. یک جورهایی نفس کشیدن هم مثل اینکه داره سخت می شه. همه هم داریم سندروم کم نفس کشیدن پیدا می کنیم. یعنی به این اتفاقات عادت می کنیم. یعنی شاید اگر یک روزی بگند خب نفس کشیدن کلا بسه. شاید همه بگند خب لابد بسه دیگه و سرشون بگذارند زمین. گوش کنید…(آهنگ از ملکوت)

واقعا خیلی جالبه که به نظر من اوضاع دنیا همین طور در حال وخیم شدن به نظر می رسه. اکثر صاحبان قدرت در دنیا در حال بنیاد گرا شدن هستند. برای مثال شما آقایان خاتمی، کلینتون، شرودر، پاپ ژان پل دوم، نخست وزیر های قبلی کانادا و استرالیا و حتی مالزی رو با آقایان دکتر، بوش،پاپ بندیکت، خانم مرکل، … مقایسه کنید. امیدوارم که دوره ی این آدم ها بدون اثرات جبران نشدنی سریع تر بگذره.
من به شخصه معتقدم که این حرفی که پاپ جدید زده کاملا نظر شخصی اونه و این حرف که اون فقط نقل قول کرده و نظر شخصیش نبوده تنها توجیه اون حرفشه که شاید نخواسته که صریح بگه. در ضمن اینکه جالب اینجاست که نه خودش و نه واتیکان بر ضد اون نقل قول هم حرفی نردن و باز تلویحا اون رو تایید کردند. پاپ که یک مسیحی عادی در یکی از ده های آمریکا نیست که تحت تاثیر فاکس نیوز این حرف ها رو زده باشه. کسی که بعد از ساعت ها مشورت برای این پست انتخاب شده و از ابتدای انتخابش هم نگرانی های زیادی در مورد بنیاد گرا بودنش وجود داشت.
یک وبلاگ مثل این وبلاگ، “آدم های خوب شهر ما” که من از طریق بهمن آقا پیداش کردم واقعا توی این اوضاع و احوال غنیمته. درسته که شاید خیلی از شرایط مناسب نباشه ولی به هر حال می تونیم به هم احترام بگذرایم. می تونیم بهتر با هم برخورد کنیم. می تونیم گره از کار کسی باز کنیم. شاید حتی فقط وظیفه مون رو انجام بدیم.

لابی در آمریکا

سلام. امروز در صفحه ی آخر روزنامه ی شرق نوشته ای از آقای مهران کرمی هست به نام “مشهورات گمراه کننده”. در این نوشته به این موضوع بسیار مهم و شاید فراموش شده اشاره شده که برای ایجاد تغییر در سیاست های هر کشوری باید در داخل اون کشور و در بین مردم اون کشور تغییر ایجاد کرد. نویسنده به ذهنیت قالبی اشاره کرده که آمریکا رو به صورت در بست در اختیار لابی های صهیونیستی می دونه و با آوردن مثال نقض، جنگ اخیر رژیم صهیونیستی و لبنان؛ به غلط بودن این طرز تفکر، حداقل در عمل، اشاره کرده.

سفر اخیر و سخنرانی های آقای خاتمی در آمریکا رو باید یکی از مهمترین گام هایی دونست که یک ایرانی برای تنش زدایی و گفتگوی تمدن ها برداشته. این چندین هزار شنونده باید برای هر کسی که حرفی برای گفتن داره جالب توجه و غنیمت باشه. به خصوص اگر به این نکته توجه کنیم که برای مثال کسانی که در کلیسای ملی واشنگتن به طور معمول و احتمالا این بار هم جمع شده و می شوند افرادی از قشر مذهبی یعنی “مسیحی” و به احتمال زیاد بیشتر طرفدار سیاست های محافظه کاران آمریکا و نه چندان خوشبین به ایران هستند. تغییر ذهنیت این بخش از مردم و یا حداقل رسوندن صدای افرادی مثل آقای خاتمی در زیر تبلیغات گسترده ای که علیه ایران انجام می شه فرصتیه که نباید از دست داد.

تشکیل لابی و اثر گذاری در سیاست های یک کشور رو هم باید به عنوان راه حل اصلی دونست. گرچه ممکنه یاد این موضوع بیفتیم که “کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی” و در این بلبشوی سیاست داخلی کشور جایی برای این کارها نمی مونه. اما باید فراموش نکرد که کارهای بنیادی رو باید از روزمرگی ها دور نگه داشت و اون ها رو برای رسیدن به نتایج بلند مدت پرورش داد.

حالا این بین نکته جالب حرفی است که آقای بوش در مصاحبه با روزنامه ی وال استریت ژورنال زده و گفته که دستور صدور ویزا برای آقای خاتمی رو شخصا صادر کرده. البته آقای بوش گفته این کار رو برای این انجام داده تا ببینه که آقای خاتمی چه حرفی برای گفتن داره و گفته می خواد تا از ایران صداهایی غیر از سخنان محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران بشنوه. این حرف به اعتقاد نویسنده روزنامه ی شرق می تونه نشونه از این باشه که آقای بوش خاسته بوش نشان بده که می تواند مستقل از نومحافظه کاران سخنی بگوید و تصمیمی بگیرد. اما در روی دیگه سکه می شه این حرف رو هم یکی از تلاش ها برای ایجاد تفرقه ی داخلی و دامن زدن به این حرف های بی اساس اخیر دونست.
در این شلوغی اوضاع مزه ریختن های یک تایلندی دیگه واقعا نوبره.

امام زمان (عج)


گوش کنید: (تا کدوم رو بپسندید!) اولیدومی

دلیل سکته

سلام. وقتی نوشته ی اخیر این بنده ی خدا رو خوندم چند لحظه ای توی فکر بودم و با خودم گفتم واقعا خدا رحم کرده که این همه عقده و کینه که در این نوشته قسمتی اش نمایان شده، تا به حال باعث سکته و مرگ صاحبش نشده. آقای سخنگو هم از مراجع قضایی در خواست کرده تا در مورد صحبت های این بنده ی خدا نظر بدهند. به هر حال فکر کنم که خوندن مطالب این صفحه ی شرق کافی باشه و توضیح دیگه ای لازم نباشه.

یکی از رفقا ایمیل زده و یک وب سایتی به اسم Lens On Lebanon رو معرفی کرده. این وب سایت متعلق به یک گروه که مشغول به کار مستند سازی وقایعی که در این حمله ی اخیر در لبنان اتفاق افتاده هستند. شاید بتونید کمکی بهشون بکنید.