سلام. برای بعضی ها بوش با کلینتون، یا کلینتون با کندی فرقی نداره. برای بعضی ها احمدی نژاد با خاتمی و برای بعضی ها خاتمی با بنی صدر. برای بعضی ها احمدی نژاد با کیم ایل سونگ. برای بعضی ها بن لادن با حسن نصرالله…

سرمقاله ی دیروز قوچانی در شرق رو ببینید.
برای من فرق داره. اصلا به نظر من این یک جور کوریه. حالا یا نمی تونه تفاوت رو ببینه یا خودش رو به ندیدن می زنه. خوب البته موقعی که خودش رو به ندیدن می زنه منافعش در اینه که نبینه. از آدم های کور هیچ وقت بدمون نمی یاد. تقصیری ندارند که نمی بینند. اگر در مصدر کاری نباشند ترحم بر انگیز هم هستند. اما اونهایی که خودشون رو به ندیدن می زنند…
از آمریکایی که کلینتون رئیس جمهورش بود بدم نمی اومد. حتی اگر مادلین آلبرایت خیلی جای تعریف نداشت. اما از آمریکای زیر دست بوش متنفرم. نمی دونم نماینده ی قبلی آمریکا در سازمان ملل چی کار می کرده، اما از این یکی، بولتون، بی شعور تر سراغ ندارم. آقای بولتون من از شما متنفرم!
امروز یکی می گفت اسرائیل گفته که این ساختمان ها رو که در روستای قانا نابود کرده و در جا فقط ۲۴ نفر کودک رو کشته به جای پایگاه حزب الله اشتباه گرفته بوده، همونطور که چند روز پیش یکی از پایگاه های سازمان ملل رو در لبنان اشتباها هدف قرار داده بود و ۴ صلح بان کانادایی، چینی و هندی رو کشته بود و همونطور ی که چند سال پیش هواپیمای مسافربری رو با اف ۱۴ اشتباه گرفته بودند و اشتباها ۳۰۰ نفر رو کشتند. اینجا رو ببینید.
در مورد فرق داشتن ها در داخل کشور هم حال حرف زدن ندارم. توی این، بخشید، خر تو خری، بعضی ها حسابی کبک شون خروس می خونه. نمی دونم چرا یاد مانا نیستانی، علی اکبر موسوی خوئینی، رامین جهانبگلو … می افتم. بالاخره ظلم، ظلمه. تهران و لبنان نداره…
9 مرداد 1385 | بدون نظر
دستهبندی: آرشیو وبلاگهای قبلی، تدبیر امور
سلام. یک هفته ای هست که از خونه به وب سایت خودم دسترسی ندارم و الان دارم از دانشگاه می نویسم. نمی دونم مشکل از طرف سرویس دهنده به وب سایتمه یا از طرف شرکت سرویس دهنده ی ارتباط اینترنت. به هر حال کمی دارم درک می کنم این حرف ها رو.

برای حال و هوای این روز ها چیزی ندارم بیشتر از این حرف هایی که ژرف اینجا نوشته. و نظر خودم چیزهایی شبیه این حرف های ملکوت.
شاید شنیدن این آهنگ گاهی جالب باشه.
2 مرداد 1385 | یک نظر
دستهبندی: آرشیو وبلاگهای قبلی، دو روز دنیا
سلام. خیلی خوشحالم که زیدان به عنوان بهترین بازیکن جام جهانی انتخاب شد و برنده ی توپ طلایی شد. من شخصا نمی تونم به خودم تضمین بدم که بعد از ۱۱۰ دقیقه بازی و تحمل فشار، توی بازی فینال مسابقاتی که شعارش “نه به نژاد پرستی” (say no to racism) هست، اگر یک آدم حقیر و پست بهم بگه “تروریست کثیف ایرانی” همونطوری که به زیدان گفت “تروریست کثیف الجزایری” بتونم خودم رو نگه دارم.

گرچه به نظر من کاری که زیدان انجام داد قطعا اشتباه و غلط بود اما بهتره اینطور مواقع خیلی جو نگیرتمون و موقعی که می خواهیم به طرف بد و بیراه بگیم یاد کارهای خودمون هم بیفتیم و کمی منصف تر باشیم. تا حالا چند دفعه به خاطر یک ترافیک ساده اعصابمون به هم ریخته و یا بخاطر اینکه یکی پیچیده جلوی ماشین مون شاکی شدیم و هزار مورد دیگه… اتفاقا یکی از دلایل علاقه من به فوتبال همینه که بببینم یک انسان، چطور تمام هوش و هنرش رو به کار می گیره و بازی می کنه و وقتی با رذالت یک موجود عاجز مواجه می شه از خودش صبر و بزرگواری نشون می ده. زیدان برای من همیشه اسطوره ی این کار بود اما این دفعه ی آخر که لزوما از صدها موقعیت قبلی که با خنده یا بدون هیچ عکس العملی باهاشون مواجه شده بود، مهمتر نبود، ولی قطعا بیشتر مورد توجه همه بود، نتونست تحمل کنه و این اتفاق افتاد. اینهم از این. یک برگ دیگه اضافه به تاریخ، یک پایان و شاید یک درس برای زندگی…
بخوانید:
نوشته ی هودر در همین زمینه
نوشته ی رضا هاشمی در همین زمینه
نوشته ی سینا تابش در همین زمینه
20 تیر 1385 | 2 نظر
دستهبندی: آرشیو وبلاگهای قبلی، از ماست که بر ماست
سلام. خدا رو شکر تیم ایران هیچ وقت به این مراحل از جام جهانی نمی رسه وگرنه در صورت باخت تیم، شورش که سهله، نصف مردم سکته می کردند. تنها دلیلی که با آلمان حال می کردم شخص کلینزمن بود.

عکس از کافه ناصری
ولی خب واقعا آلمان ها بد بازی کردند و ایتالیایی ها عالی دفاع کردند و مطمئن پاس می دادند. بوفون هم مگه گل می خورد. ولی اگر قرار بود اینجوری بشه کاش همون آرژانتین اومده بود بالا. دقیقه ی ۲۸ وقت اضافه! تازه فهمیدم آرژانتینی ها چی کشیدند باختند. تازه باخت با پنالتی دردش کمتره. الحق هر ۲ تا گل ایتالیا قشنگ بود بنده ی خدا کلینزمن کلی افسرده شده بود، داشت سعی می کرد بازیکن هاش رو هم دلداری بده. الهی برج پیزا اینقدر کج شه تا بیفته! الهی ونیز بره زیر آب! الهی اون چکمه شون شبیه دمپایی رو فرشی بشه! الهی دکتر از روی نقشه حذفشون کنه!

صبر کنید، فینال، فرانسه چنان بلایی سرشون بیاره که اون سرش نا پیدا. تمام اون ضربه کاشته هایی رو که بالاک توی چراغ ورزشگاه زد زیدان گل کنه، یکی یکی شون رو با اون دریپ های چرخشی رد کنه، هانری جوری بگذاره توی دروازه که نفهمن از کجا خوردن…
(جو گیری بسه، حالا بگذار فرانسه از پرتغال ببره!)
14 تیر 1385 | 3 نظر
دستهبندی: آرشیو وبلاگهای قبلی، دو روز دنیا