۶ روز با خاتمی – قسمت پنجم

دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۴
امروز صبح، ساعت ۱۰ رفتیم پوتراجایا. آقای خاتمی با ماهاتیر محمد دیدار داشت. از خیابان اصلی پوتراجایا یک جاده ی دو بانده ی اختصاصی جدا می شد و به سمت مرکز همایش های بین المللی پوتراجایا (PICC) می رفت. دفتر ماهاتیر یک ساختمان ویلایی سه طبقه در انتهای جاده، روی تپه ای مشرف به شهر بود. ماهاتیر استقبال گرمی از آقای خاتمی کرد و بعد جلسه شروع شد.

در این دیدار در مورد موضوعات مختلفی صحبت شد. اواخر جلسه آقای خاتمی گفت که رئیس جمهور جدید هم بزودی داره میاد اینجا و امیدوارم که مذاکرات خوبی داشته باشید، ماهاتیر گفت: من سفرهای زیادی به اروپا و آمریکا داشتم. در بسیاری از موارد در این سفرها به ایرانیانی بر می خوردم که همه در حیطه کاریشون سرآمد بودند. من می خواهم با آقای احمدی نژاد این موضوع رو در میون بگذارم که چقدر خوب و مفیده اگر ما بتونیم از این نیروهامون در داخل کشور و برای ساختن و پیشرفت خودمون استفاده کنیم…

Read the rest of this entry »

۶ روز با خاتمی – قسمت چهارم

یک شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۸۴
صبح ساعت ۹:۳۰ از هتل راه افتادیم. اول به یک معبد هندوی معروف به نام باتو کیو (Batu Caves) رفتیم که هر سال جشنواره ی مذهبی بزرگی به نام تایپوسام (Thaipusam) در اون برگزار می شه که هندوها از سراسر مالزی برای شرکت در اون به اینجا میان.

بعد از حدود ۴۰ دقیقه به معبد Chin Swee در میانه راه گنتینگ هایلند (Genting Highland) رسیدیم (قبلا اینجا در مورد معبد توضیح داده بودم).

Read the rest of this entry »

۶ روز با خاتمی – قسمت سوم

شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۴
امروز آقای خاتمی از صبح دیدار داشت. دیدارهای مفید و جالب توجهی که در اونها مطالب مختلفی در مورد مسائل روز جهان اسلام، غرب، ایران مطرح و بعضا قرار هایی برای آینده گذاشته می شد.

ظهر در ناهار رسمی اجلاس شرکت نکردیم. البته آقای خاتمی بنا بر رویه غذایی که به اون عمل می کنه ظهر ها معمولا چیز خاصی نمی خوره. اگر امکانش فراهم باشه سبزیجات با کمی سرکه.

Read the rest of this entry »

۶ روز با خاتمی – قسمت دوم

قبل از اینکه به این نوشته ادامه بدم کمی توضیح در مورد این نوشته ها بدم. این مجموعه ی ۶ روز با خاتمی در واقع برخی از خاطرات خودم از ۲۰ بهمن تا ۲۵ بهمن ۱۳۸۴ و هر روز رو در یک قسمت می نویسم. برای اینکه صفحه سنگین نشه هم مطلب رو بصورت خلاصه در صفحه اول می نویسم و شما برای خوندن مطلب کامل باید بر روی جمله ی “برای خواندن ادامه ی “۶ روز با خاتمی” اینجا کلیک کنید” در پایین مطلب کلیک کنید.

جمعه ۲۱ بهمن ۱۳۸۴
کنفرانس ۹ صبح شروع می شد و من می بایست چند تا کار رو صبح انجام می دادم ولی چون دیشب ساعت ۴ خوابیده بودم تا ۹ صبح بیدار نشدم. ساعت ۹:۳۰ در سالن افتتاحیه بودم. بداوی نخست وزیر مالزی کنفرانس رو با صحبتهای خودش افتتاح کرد. بعد همه برای استراحت و خوردن چای از سالن خارج شدند. احمد بداوی نخست وزیر و آقای خاتمی به یکی از اتاقهای مجاور سالن اصلی رفتند تا با هم دیدار داشته باشند. در مورد چیزهای مختلفی در اون جلسه ۳۰ دقیقه ای بحث شد. حدود ساعت ۱۱ میزگرد اصلی کنفرانس با حضور اقبال رضا مشاور دبیر کل سازمان ملل، اکمال الدین احسان اوغلو دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی، تیموتی گارتون اش مدیر مرکز مطالعات اروپایی دانشگاه آکسفورد، مکس بوت عضو مطالعات امنیت ملی شورای روابط خارجی ایالات متحده، بوتیانا چریت استاد دانشگاه الجریا و وزیر زنان الجزایر و افراد زیاد دیگه ای که به دعوت کوفی انان دبیر کل سازمان ملل متحد به اونجا اومده بودند شروع شد.

Read the rest of this entry »

۶ روز با خاتمی – قسمت اول

پنج شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۴
صبح ساعت ۱۰ با ماشین به سمت کوالالامپور راه افتادم. با امین با هم بودیم. رفتم تا موهام رو کوتاه کنم. سلمونی هنوز کارش رو شروع نکرده بود. رفتیم The Coffee Bean یه نیم ساعتی نشستیم و یک چایی خوردیم. سلمونی خوشبختانه وارد بود و موها رو خوب کوتاه کرد. اینجا سلمونی ها معمولا فقط بلدند مو رو با مدل خاصی کوتاه کنند و اگر ازشون بخوای تا ساده کوتاه بکنند اکثرا چیز جالبی از آب در نمیاد مگر اینکه مشتری همیشگی طرف باشی.

Read the rest of this entry »