شورای MPS

سلام.
اول بگویم که نوشته ی این دفعه کمی طولانی است، خلاصه اگر حوصله دارید بخوانید که بهتر اگر نه از اینجا می توانید فایل صوتی (۹۰۰ k) را دانلود کنید وگوش کنید.

ما در دانشگاه یک انجمن داریم به اسم انجمن دانشجویان ایرانی دانشگاه مولتی مدیا یا MPS (Multimedia Persian Society). همانطور که از اسم انجمن بر می آید تنها شرط عضویت در انجمن، ایرانی بودن و دانشجو بودن در دانشگاه ماست، در نتیجه همانطور که در ایران آدمهای مختلف با طرز تفکرات مختلف داریم، اینجا هم همان رویه برپاست، با این تفاوت که به علت شرایط محیطی تقریبا همه یکدیگر را می شناسیم و بالاخره هر کدام با تعداد زیادی از بچه ها سلام و علیک داریم که لزوما با هم در مسائل مختلف هم نظر نیستیم. تا یادم نرفته بگویم که دانشگاه ما در حال حاضر نزدیک به ۲۵۰ تا ۳۰۰ نفر ایرانی دارد.(برای ادامه مطلب به Extended Entry بروید)

Read the rest of this entry »

بی بهانه …

سلام.
گنجی از زندان بیرون آمده و در بیمارستان است، بیمارستان میلاد. نمی فهمم چه کینه ای است که مانع آزادی او می شود و چه بنیاد سستی است، که با حرف یک نفر می لرزد. باز هم داستان همیشگی است، دین در خدمت قدرت.

فکر کنم این رو یکبار گفتم ولی خوب یکبار دیگر هم می گم که عکسهایی که در وبلاگم استفاده می کنم، اگر که روی عکس چیزی نوشته شده خوب معلوم است که مال کیست، مثلا این عکس بالا از سایت تهران۲۴ و مربوط به ایران است. عکسهایی هم که چیزی رویش نوشته نشده مال خودم است و از مالزی.
یکی از دوستان در قسمت نظرات نوشته قبلی گفته است که با برخی نوشته ها آبروی خودم و وبلاگم را می برم. تا حدودی با نظر ایشان موافقم ولی من این موضوع رو جور دیگری میبینم و اون اینکه با چیزهایی که اینجا می نویسم شخصیت وبلاگم را کامل می کنم و بیشتر به شخصیت خودم نزدیکش می کنم. نوشته Wild Word هم در همین راستاست. فکر می کنم که مشخصا از نوشته های این وبلاگ بر می آید که من یک هوادار کور و به قول دوستمون گوسفند وار! برای هیچ جریانی نیستم. گرچه کامل واضحه که از نظر فکری به اصلاحطلبان علاقه مندم ولی این مانع دیدن حقایق نخواهد شد.
راستی پایین هر نوشته ای گاه به گاه آهنگی هم هست، مثل همین نوشته و نوشته قبلی اگر مایلید گوش کنید.
Che givara

کوهساران


چندتا لینک:
اول نوشی و جوجه هایش
دوم جوایز وبلاگی مانی
و آخر خداحافظ خاتمی
گوش کنید:
E ritorno da te

فاطمه، فاطمه است.

شریعتی می گوید:
نمى دانم از او چه بگویم ؟ چگونه بگویم؟
خواستم از “بوسوئه” تقلید کنم، خطیب نامور فرانسه که روزى در مجلسى با حضور لوئى، از “مریم” سخن مى گفت. گفت، هزار و هفتصد سال است که همه سخنوران عالم درباره مریم داد سخن داده اند. هزار و هفتصد سال است که همه فیلسوفان و متفکران ملت ها در شرق و غرب، ارزشهاى مریم را بیان کرده اند.
هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان، در ستایش مریم همه ذوق و قدت خلاقه شان را بکار گرفته اند. هزار وهفتصد سال است که همه هنرمندان، چهره نگاران، پیکره سازان بشر، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندى هاى اعجازگر کرده اند. اما مجموعه گفته ها و اندیشه ها و کوششها و هنرمندیهاى همه در طول این قرنهاى بسیار، به اندازه این یک کلمه نتوانسته اند عظمت هاى مریم را باز گویند که:
“مریم مادر عیسى است”.
yas2.jpg
و من خواستم با چنین شیوه اى از فاطمه بگویم، باز درماندم:
خواستم بگویم:
فاطمه دختر خدیجه بزرگ است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که: فاطمه دختر محمد(ص) است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که: فاطمه همسر على (ع) است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که: فاطمه مادر حسنین است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که: فاطمه مادر زینب است.
باز دیدم که فاطمه نیست.
نه، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.
فاطمه، فاطمه است.
متن کامل به همراه صدا

Wild World

سلام. به هر حال چه ما علاقه داشته باشیم چه نه انتخابات برگزار شده و اقای دکتر محمود احمدی نژاد با بیش از ۱۷ میلیون رای به عنوان رئیس جمهور آینده ایران انتخاب شده، اگر انتخاب من و شما این نبوده، انتخاب ۱۷ میلیون نفر “ایرانی” دیگه این بوده. مگر همه ی چیزی که برایش تلاش می کنیم و می خواهیم به آن افتخار کنیم جز سربلندی ایران و سعادتمندی ایرانی است؟ در این دنیایی که همه چیز گرداگرد منافع شخصی و به خصوص مادی جمع شده، در این دورانی که اخلاقیات و شرافتهای انسانی مضحکه شده، این که ناگهان فریاد کنند احمدی نژاد گروگانگیر بوده است، که نبوده است، خود شیرینهای اتریشی شروع کنند در مورد نقش احمدی نژاد در قتلهایی در اتریش تحقیق کنند، که نقشی هم نداشته است، اینکه ایتالیایی ها از دیدار با رئیس مجلس سرباز بزنند و بلژیکی ها طوری برخورد کنند که اینگار با نمایندگانی از مستعمراتشون در حال دیدارند، چیزی جز خفیف کردن کشور نیست، درسته که بالاخره از ماست که بر ماست ولی به هر حال این موضوع برای ما به عنوان یک ایرانی نه تنها خوش آیند نیست، مایه انزجار و نفرت هم هست.

متاسفانه بنظر نمی رسد که دوران ساده و راحتی در پیش داشته باشیم. با کمی غفلت ممکن است که دیگر فرصتی برای جبران باقی نماند. من همانطوری که در دور دوم انتخابات با حفظ تمام انتقاداتی که به آقای هاشمی بود از او حمایت کردم، حالا هم بعد از پایان انتخابات هم دوباره می گویم در حالی که هر جا لازم باشد از عملکرد آقای احمدی نژاد انتقاد می کنم ولی در جایی که پای منافع ملی در میان باشد پشت سر آقای احمدی نژاد ایستاده ام. این یک دفاع کور ناسیونالیستی نیست، این عین روشن بینی و کنار گذاشتن کوته بینی هاییست که جز تیشه به ریشه ایران نخواهد زد.