سلام.
“دکتر معین رد صلاحیت شد.” کامپیوتر رو خاموش کردم. ساعت ۲ بعد از نیمه شب بود. سعی کردم بخوابم. خوابم نبرد. دوبار نشستم پای اینترنت در حال زیر و رو کردن وبلاگها و وبسایتها.
دیشب برای اولین بار احساس ناامنی کردم. ناامنی اجتماعی. دیشب یک لحظه ترسیدم، از شدت خباثت و سیاهی روح، از عمق کینه و نفرت، از سلطه شیطان بر وجود این گروه ستمکار، ترسیدم.
احمدی نژاد صلاحیت دارد! او رجل سیاسی است. قرار است ما به او به عنوان ریس جمهورمان افتخار کنیم!
لاریجانی صلاحیت دارد! او رجل سیاسی است. قرار است ما به او به عنوان ریس جمهورمان افتخار کنیم!
قالیباف صلاحیت دارد! او رجل سیاسی است. قرار است ما به او به عنوان ریس جمهورمان افتخار کنیم!
رضایی صلاحیت دارد! او رجل سیاسی است. قرار است ما به او به عنوان ریس جمهورمان افتخار کنیم!
فلاحیان صلاحیت داشت! او رجل سیاسی بود. می شد ما به او به عنوان ریس جمهورمان افتخار کنیم!
معین صلاحیت ندارد!
* رییس دانشگاه شیراز (۱۳۶۰-۶۱) صلاحیت ندارد!
* نماینده مردم شیراز در نخستین دوره مجلس (۱۳۶۱-۶۳) صلاحیت ندارد!
* دبیر شورای مرکزی جهاد دانشگاهی (۱۳۶۱-۶۴) صلاحیت ندارد!
* سرپرست گروه برنامهریزی پزشکی ستاد انقلاب فرهنگی (۱۳۶۱-۶۳) صلاحیت ندارد!
* عضو ستاد و شورای عالی انقلاب فرهنگی به نمایندگی از امام امت و رهبری (۱۳۸۲-۱۳۶۲) صلاحیت ندارد!
* نماینده مردم تهران در سومین دوره مجلس (۱۳۶۸-۶۷) صلاحیت ندارد!
* وزیر فرهنگ و آموزش عالی در دولت اکبر هاشمی رفسنجانی (۱۳۷۲-۶۸) صلاحیت ندارد!
* نماینده مردم اصفهان در پنجمین دوره مجلس (۱۳۷۶) صلاحیت ندارد!
* وزیر فرهنگ و آموزش عالی در دولت محمد خاتمی(۱۳۷۹-۷۶) صلاحیت ندارد!
* وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در دولت محمد خاتمی (۱۳۸۲-۷۹) صلاحیت ندارد!
* مشاور رییس جمهور (۱۳۸۲ تاکنون) صلاحیت ندارد!

ای کاش ایران بودم…
پی نوشت: راستی آقای خاتمی، حواست هست، از سه روز قبل خبر شایع شده بود، روز اعلام نتایج هم فرداست ۳ خرداد ولی خبر رد صلاحیت را شب ۲ خرداد اعلام می کنن، به قول تاج زاده ردصلاحیت معین انتقام از دوم خرداد است، انتقام از یک دوران هشت ساله …
1 خرداد 1384 | 3 نظر
دستهبندی: آرشیو وبلاگهای قبلی، تدبیر امور

عکسها از تهران۲۴
سلام.
اوضاع وبلاگ ها سیاسی شده و خیلی ها در مورد انتخابات می نویسن. در کشورهای توسعه یافته ای که دموکراسی در اونها جا افتاده وقتی انتخابات می شه خیلی تفاوتی بین حرف و عملکرد کاندیداهای مختلف وجود نداره. یعنی یک سری اصول و روش کشورداری هست که هر کسی سر کار بیاد اون اصول اجرا می شن ومردم خیالشون در این زمینه راحته. برای همین هم بعضا خیلی فرقی نداره کی انتخاب بشه. مردم می رن و با توجه به سلیقه ونظراتشون به یکی از کاندیدا هایی که مناسب می دونن رای می دن. در این کشورها میزان شرکت در انتخابات هم حدود ۵۰ درصده، باز هم به این دلیل که مردم تحت فشار نیستن که بخوان بدلیل فشاری که داره بهشون وارد می شه در انتخابات شرکت کنند. (البته این در صورتیه که به هر حال به سیستم سیسی کشورشون اعتماد داشته باشن.) حالا چه فشار خارجی چه فشار در داخل کشور. متاسفانه در کشور ما هم فشار داخلی وجود داره هم فشار خارجی.
فشار داخلی افراد کج فهم و با نظرات عقیم هستند که هر وقت ضمام امور رو در دست می گیرن در مقابل پیشرفت کشور می ایستند، سرمایه ها و فرصتهای ملی رو ضایع می کنند و نشاط و شور مردم رو که برای ساختن هر جامعه و کشوری لازمه از بین می برن. برای نه گفتن به این فشار داخلی بود که مردم با درصد بالا در انتخاباتهای ریاست جمهوری هفتم و هشتم و مجلس ششم شرکت کرده و رای دادند.
فشار خارجی کشور هایی هستند که از لحاظ سیاسی و گاهی نظامی جامعه و کشور رو تهدید می کنند. در مقابل این فشارها بود که مردم در اکثر انتخابات های برگزار شده تا پیش از انتخابات ششم ریاست جمهوری شرکت کردند.
عدم شرکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری ششم و مجلس هفتم حاصل مخلوطی از بی اعتنایی مردم به تعین وضع سیاسی و گاهی بی اعتمادی اونها به سیستم سیاسی و یا نبود کاندیدایی مورد علاقه در میان نامزدها بود. عدم مشارکت نتایج ناخوشایندی بر مدیرت کشور گذاشت و باعث شد افرادی هرچند با درصد رای نازل، به عنوان نمایندگان مردم انتخاب شده و برداشتهای گنگ خودشان را به ملت تحمیل کنند. هرچند در صورت حذف نامزدهایی که با اقبال نسبی مردم مواجهند نباید انتظار شرکت مردم در انتخابات را داشت.
در این چند ساله اخیر بر اثر فشارهای اجتماعی گفتمان اکثر افراد فعال در سیاست به هم نزدیک شده و حداقل همه ادعای تامین معاش مردم را دارند. البته عده ای با راهکارهای کاهش نقش دولت، ارزش افزایی و تولید ثروت وعده ای دیگر با تلاش برای افزایش کنترل دولتی، تقسیم فقر و جلوگیری از افزایش ثروتهای شخصی. درنتیجه مردم فهمیده اند که “دو صد گفته چون نیم کردار نیست” دیگر دوران ساده نگری مردم به سر آمده و تمامی کاندیداها به سختی در مورد عملکرد گذشته آنها که قطعا مثالی برای رویکرد آیندشان است نقد و پرسش می شوند. انتخاب آگاهانه حاصل چنین کنکاش و دقتی است که قطعا حاصل شیرین و قابل دفاعی خواهد داشت.
البته همه این حرف و حدیث ها در صورتی است که تکیه زدگان بر صندلی نهاد های انتصابی بتوانند شرایط سیاسی، اجتماعی و بین المللی کشور را بفهمند، خدا و روز جزا، همانی که همیشه از آن دم می زنند را در نظر بگیرند و انتخابی نکنند که ظلم در حق ملت، نقطه پایان امیدها و جرقه آتشی باشد برای خرمن فرصتهای کشور.
درک شرایط ملی، اعتماد دوباره و انتخاب درست اگر صورت بگیرد تازه اول کار است: میسازمت وطن…
کلیپ وطن، ۱٫۵ مگابایت، بعد از کلیک تا دانلود کامل صبر کنید.
25 اردیبهشت 1384 | یک نظر
دستهبندی: آرشیو وبلاگهای قبلی، تدبیر امور
سلام. من همیشه تا در موردی اطمینان نداشته باشم معمولا اظهار نظر نمی کنم، اگر هم اشتباهی بکنم و حرف غلطی بزنم سعی می کنم که اشتباه پیش اومده رو تصحیح کنم، برای همین در کارهای جمعی هم تا نفهمم کی به کیه و چه خبره یا تا از طریق یکی که بهش اعتماد دارم اطمینان حاصل نشه، شرکت نمی کنم. خوب حالا دراین مورد تقریبا مطمئنم:
آقای شاهرودی، سمیعنژاد را آزاد کنید

حنیف مطلبی نوشته با اسم انسان بی پناه، اما من این تیتر رو نمی پسندم. اون کسی که پناه همه است فکر نمی کنم مجتبی رو هم بی پناه بگذاره. پس من هم اینجا به زندان قبل از محاکمه مجتبی اعتراض می کنم چون با این کار مخالفم، نه به خاطر اینکه مجتبی بی پناه است، مجتبی هم یکی مثل ماست.
21 اردیبهشت 1384 | 5 نظر
دستهبندی: آرشیو وبلاگهای قبلی، تدبیر امور

اوضاع انتخابات داره کم کم جالب می شه. اول از همه اینکه احمد توکلی از کاندیداتوری در انتخابات انصراف داد. این نشون دهنده کمی انسجام بیشتر در جناح به اصطلاح اصول گراست. اینطور که به نظر می آد رقابت اصلی بین قالیباف و لاریجانی هست. محسن رضایی و احمدی نژاد و ولایتی هنوز معلوم نیست چی کار خواهند کرد. هاشمی هم حساب کارش هنوز معلوم نیست.
از این طرف در جناح اصلاح طلب یک عده ای دوباره به دنبال راضی کردن مهندس موسوی هستند. آمدن و کاندید شدن مهندس موسوی به نظر من هم یک سری خوبی داره و هم یک سری بدی داره. اگر مهندس موسوی بیاد نکته مثبت اینه که در بین تعداد زیادی از گروه های اصلاح طلبان به احتمال زیاد اتحاد خواهد شد و همه برای کاندیدای واحدی تلاش خواهند کرد. که حتی ممکنه این شانس ایجاد بشه که اصلاح طلبان در دور اول انتخابات پیروز بشن.
اما آمدن مهندس موسوی چند نکته منفی رو هم به نظر من به همراه داره. اولا اینکه میزان مقبولیت گروههای مختلف اصلاح طلب بین مردم مشخص نمی شه و باعث به وجود آمدن دوگانه گی در سیاست های دولت آتی می شه کما اینکه این تشتت آرا در بین گروههای اصلاح طلب باعث اختلافات و فرصت سوزی های متعددی در دولت و به خصوص مجلس در سالهای اخیر شد. در صورت آمدن موسوی معلوم نخواهد شد که مردم دست آخر با نظرات آقای محتشمی پور موافقند یا نظرات تاجزاده.
نکته منفی دیگه در اینه که حضور مهندس موسوی باعث خواهد شد که شورای نگهبان کماکان مجبور به باز کردن دایره تنگ صلاحیت نشه و کاندیداها به افرادی خاصی کماکان محدود بمونه. در صورتی که در حالت فعلی چه بر اثر فشارهای داخلی و مردمی، چه بر اثر فشارهای خارجی و چه به خاطر شکستن آرا اصلاح طلبان شورای نگهبان احتمالا تمامی کاندید های اصلاح طلبان و حتی نهضت آزادی رو تایید خواهد کرد که این به باز شدن دایره صلاحیت کمک خواهد کرد.
عده ای شاید بگویند که این کار عملی نیست و حتی ممکن است به پیروز طرف مقابل بینجامد ولی من به شخصه چنین تحلیلی ندارم. دلیلی اصلی این است که هیچ کدام از کاندید های گروههای به اصطلاح اصول گرا توان آوردن رای بیش از۵۰ درصد از مردم رو ندارند. البته این موضوع در صورت شرکت حداقل ۵۰ درصد مردم در انتخابات است و به نظر من اگر کمتر از ۵۰ درصد مردم در انتخابات شرکت کنند حتی احتمال پیروزی انحصار طلبان در دور اول انتخابات هم وجود دارد.
مطلب دیگه ای که وجود داره نظر عده ای در مورد شرکت نکردن و یا تحریم انتخابات است. در صورتی که این کار اگر به طور مثال در فرانسه و یا انگلیس صورت بگیره قطعا تاثیر گذار و باعث تحول خواهد بود اما در کشور ما عدم شرکت مردم در اوضاع فعلی تقریبا هیچ تاثیری به جز بدتر شدن اوضاع کشور نخواهد داشت. هر چقدر هم برای عدم شرکت در انتخابات تبلیغ شود، به نظر من حداقل ۴۰ درصد از مردم در انتخابات شرکت خواهند کرد که این برای ادامه و بدتر شدن اوضاع فعلی کافی خواهد بود. همین الان شهرداری که با نظر افرادی که ۵ درصد آرا تهران رو هم ندارند انتخاب شده، فقط به صرف اینکه حس می کنه که دیگر آخر دوره است و همه در حال انتقاد هستند به خود اجازه می دهد که به رئیس جمهوری که با بیش از ۷۰ درصد آرا انتخاب شده توهین کند. من به شخصه علاقه ای به ادامه روند تبدیل شدن فرهنگسراها به خرابه و خرج بودجه مملکت در راه برگزاری همایش برای بمب گذاری در کشور های دیگه ندارم.
راه حل دیگه هم انقلاب و عوض کردن نظام فعلی است که به نظر من پر هزینه ترین و غیر عقلانی ترین راه هست و این به خاطر بی اشکال بودن سیستم فعلی نیست. به این دلیل اشتباه است که به از بین رفتن مقداری زیادی از اموال عمومی و سرمایه ملی، مرگ افراد بی گناه و سوختن چندین سال از فرصت های تاریخی منجر خواهد شد و کشور را در معرض خطر حمله خارجی و تجزیه داخلی قرار خواهد داد. به نظر من اصلاحات تنها راه نجات کشور است. چه با معین، چه کروبی و حتی هاشمی ای که فهمیده باشد با این روند نمی شود ادامه داد.
راستی تا یادم نرفته بگم که اولین جلسه پالتاکی وبلاگ نویسان در سال جدید، شنبه ۱۷ اردیبهشت ساعت ۱۰ به وقت تهران در اتاق بلاگیران برگزار خواهد شد. بحث این جلسه در ادامه آسیب شناسی وبلاگستان در مورد “آگهی” است.
گوش کنید:
بخشش Endeh
12 اردیبهشت 1384 | 4 نظر
دستهبندی: آرشیو وبلاگهای قبلی، تدبیر امور