چگونه زیستن


سلام. آدم، آدم بشو نیست. انسان تا انسان بوده جایز الخطاست. انسان فراموشی رو در ذات داره. بی خیالی سر لوحه ی رفتارمونه. بلا مال کوچه بالایه است. مرگ مال همسایه.
پریشب خبر فوت یکی از آشنایان اومد. پسرش رو می شناختم. دو سال از ما بزرگتر بود. هم مدرسه ای ما بود. اصولا مفیدیها دوره های بالا پایین رو خوب می شناسن. بخصوص که با این دوستمون مسافرت هم رفته بودیم. خود این عزیز از دست رفته رو هم خوب می شناختم. چند باری دیده بودمش. به خاطر ارتباط کاری و رفاقتی که با بابا داشتن بالاخره ما هم سلام و علیکی داشتیم. خدا بیامزردش.
پریروز خونه نشسته بودم مشغول دیدن تلویزیون. این رفقمون حمید رفته بود یه سر خونه ی احمد. سر آسیمه و خیس عرق اومد خونه. گفتم چی شده؟ گفت محمد حسین خونه اش آتیش گرفته رفته بودیم کمک. لباسش رو عوض کرد من هم حاضر شدم. رفتیم ببینیمش. این طور که معلوم بود کپسول گاز خراب بوده و نشت داشته بعد از زدن کبیریت آتش از سر کپسول شعله ور می شه. محمد حسین هم خانومش رو صدا می کنه و از خونه میان بیرون. بالاخره با کمک بچه ها و آتش نشانی آتش خاموش میشه. آتش یه ۲ میلیون ضرر زده. ولی خدا رو شکر. خودش و خانومش سالمن. واقعا یه دختر و پسر جوون اگه اول زندگیشون چیزیشون بشه خیلی بده. باز هم خدا رو شکر اگه گپسول می ترکید که دیگه هیچ.
خوب چی می خوام بگم. می خوام بگم از این اتفاقا زیاده. دنیا همینه. خبر نمی کنه. بله احتیاط باید کرد مراقب باید بود. اما بحث این نیست. بالاخره مرگ که میاد دیر یا زود می خوام بگم آدم باید سعی کنه تا می تونه سبک بال و سبک بار باشه. یعنی از نظر روحی خودش رو به هیچ چیز وابسته نکنه. از وابستگی به کامپیوتر و موبایل و این جور چیزها بگیر تا خونه و ماشین مال و منال تا حتی دوست وآشنا و حتی فامیل. پدر ومادر.
این حرفها از سر بی علاقه گی نیست. من خودم به همه ی این چیزهایی که گفتم شدید علاقه دارم. اصلا تصور از دست دادن چند تای آخر رو نمی تونم بکنم. ولی می گم دلسوزی و محبت و وظیفه ای که آدم نسبت به اینها داره حسابش جدا، ولی هرچی سبک بار تر بهتر. هرچی بی تعلق تر بهتر. بی تعلقی هم این نیست که آدم چیزی نداشته باشه. اتفاقا اگر آدم چیزی رو لازم داره باید سعی کنه بدست بیاره. ولی نباید در بندش باشه. آدم باید برای بدترین حادثه ها آماده باشه.
اصلا چرا حرف رو به دیگران کشوندیم. شخص شخیص خودمون. فکر می کنید به غیر از بی تعلقی به هر چیز فانی راهی برای امیدواری مثلا کسی که از گردن به پایین فلجه وجود داره؟ البته شاید هم بگید که این دیگه باید بره بمیره. اینایه که تا حالا گفتم بلند بلند فکر کردنهای خودم بودم. همه رو برای خودم گفتم. آخه این دوتا اتفاق که افتاد، یادم افتاد که تضمینی نیست بعدی من نباشم.
چگونه زیستن – دکترشریعتی
پرواز( فلش، ۱ مگابایت تا دانلود کامل صبر کنید)

شناخت


ای که الطاف خفیه و مهربانی پنهانی ات بیش از نعمات آشکارت است،
مرا ازهول وهراس دنیا وغم واندوه آخرت رهایی بخش و از شرستمکاران در زمین امان بدار.
خدای من!
به که وا میگذاریم؟ و بسوی که می فرستی ام ؟
به آشنایان و نزدیکان که از من ببرند و روی بگردانند؟
یا به ناشناسان وغریبه گان تا ابروگره کنند مرا برانند؟
یا به آنان که ضعفم را می خواهند و خواری ام می طلبند؟
من بسوی دیگران دست دراز کنم، در حالی که خدای من تویی و تویی کارساز و زمامدار من؟
ای توشه و توان سختی ام، ای همدم تنهایی ام،
ای فریادرس غم وغصه ام، ای ولی نعمتم،
ای پشت و پناهم درهجوم بیرحم مشکلات،
ای مونس و مأمن و یاورم در کنج عزلت و تنهایی و بی کسی!
ای تنها امید و پناهگاهم در محاصره اندوه و غربت و خستگی!
ای که هر چه دارم ز توست و ز کرامت بی انتهای تو!
تو پناهگاه منی،
تو کهف منی،
وقتی که راهها با همه فراخیشان مرا به عجز می کشانند و زمین با همه وسعتش بر من تنگی می کند.
اگر نبود رحمتت بی تردید هلاک می شدم.
و اگر نبود محبتت بی شک سقوط و نابودی پیش رویم بود.
ای زنده !
ای معنی حیات زمانی که هیچ زنده ای نبود،
ای که در بیماری خواندمش و شفا داد مرا،
در جهل خواندمش و شناساند مرا،
در تنهایی خواندمش و ز غربت برهاند مرا،
در فقر خواندمش وغنا داد مرا؛
من آنم که بد کردم، من آنم که در جهلم پا فشردم،
من آنم که غفلت کردم، من آنم که پیمان بسته ام شکستم،
شرمسارم اکنون.
با کوله ای از گناه و آگاه به گناه.
پس تو در گذر ای خدای من!
ببخش ای که گناه بندگان زیانش نرسد،
ای که به طاعت خلایق نیازش نیست.
معبود من!
اینک من پیش روی توام و در میان دست قدرت تو،
بال گسترده و پرشکسته و خوار و دلتنگ و حقیر،
نه عذری دارم که بیاورم نه توانی که یاری بطلبم،
نه ریسمان که چنگ بزنمش،
و نه دلیل و برهانی که متوسلش شوم.
چه می توانم بکنم؟ وقتی که این کوله بار زشتی و گناه با من است؟
که همه اعضاء و جوارحم شاهد زشتکاری منند؟
خدای من!
خواندمت پاسخم گفتی، از خواستمت عطایم کردی،
بسویت آمدم آغوش رحمت گشودی، به تو تکیه کردم نجاتم دادی،
به تو پناه آوردم کفایتم کردی.
از حریم رحمتت تردم نکن و از آستان مهرت نومیدم مساز.
آرزوهایم برباد مده و مرا از درگاهت مران.
ای خدای مهربان!
بر من روزی حلالت را وسعت ببخش و جسم و دینم را سلامت بدار.
هراس و وحشتم را به آرامش مبدل کن و از آتش دوزخ رهایم ساز.
ای که بودی بودنت دلیل نمی خواهد،
ای که حاضری و حضورت نشانه نمی خواهد،
چه بد نابیناست چشمی که ناظرت نبیند وچه بد شعوریست که حضورت نیابد.
و چه بد بازنده ایست بنده ای که از عشقت بی نصیب است.
خدای من!
از احاطه ی حقیر نفس نجاتم ده و پیش ازآنکه خاک گور برمن نشیند از شک و شرک آزادم کن.
ای کمال زیبایی و نورانیت وعظمتت همه جا سایه افکنده …
گوشه هایی از مناجات اباعبدالله در روز عرفه
فایل صوتی دعا: بخش۱، بخش۲، بخش۳، بخش۴، بخش۵،

درد بی دردی دوایش آتش است…


سلام. بجای حرفهای من این رو گوش کنید:
فریاد – محمدرضا شجریان
فایل ۱٫۲ مگابایت، بعد از کلیک برای لود شدن کامل صبر کنید.
فایل از ملکوت

چرا دکتر مصطفی معین؟


سلام. چند روزیه که وبلاگهای مختلف رو که نگاه می کنم حس می کنم که عدم شناخت عمومی جامعه نسبت یه دکتر معین در سطح وب که به صورت بالقوه از سطح درک عموم بالاتره هم وجود داره و از یک طرف تفرقه افکنی های وسواس خناس و از طرف دیگه نبود روزنامه و تریبون به این موضوع دامن زده و باعث یأس و نا امیدیه خیلی ها شده.
عده ای می گویند که دکتر معین چه فرقی با انتخاب های قبلی دارد:
“معین چه چیزی بیشتر از خاتمی سال ۷۶ دارد”
“در بهترین شرایط به نظر می‌رسد معین، مثل خاتمی باشد.”
به نظر من مهمترین فرق جرأت است. دکتر معین کسی است که اگر حس کند کاری صحیح است و اعتماد و حمایت مردم را پشت سر خود ببیند با قاطعیت بر سر حرف خود می ایستد و منافع هیچ شخص و یا گروهی را بر منافع مردم ترجیح نمی دهد. او امید و انرژی ۳۰، ۲۰ و یا حتی ۱۰ میلیون مردم امیدوار را هدر نمی دهد و در صورتی هم که حس کند کاری صحیح است ولی پشتیبان و یاری نبیند مجری خفت و خواری نمی شود، ننگ را به نام خود نمی نویسد. دیگر استعفاهای او خود شاهد ماجراست. البته هدف ابدا توهین و یا انتقاد به افراد دیگر نیست. رفتار و کردار هر فردی باید با توجه به منش، شخصیت و محذورات او بررسی شود.
دکتر معین شخصی بسیار منظم و از نظر تفکر و ذهن سیستم گراست. آزاد اندیش است و درعین پایبندی به اصول خود به نظرات دیگران احترام می گذارد. از طرف دیگر با کارنامه ای قابل قبول به اندازه ی عمر این انقلاب از آن تجربه دارد. طرح اصلاح ساختار وزارت علوم تاییدی بر این موضوع است.
از طرف دیگر عده ای هم رد صلاحیت دکتر معین را بدیهی می دانند:
“بر همین اساس می توان گفت که دیگر ریسک در اتاق شورای نگهبان جایز نیست. احتمال رد صلاحیت معین بسیار زیاد است.”
“آیا مردم با حضور معین مکلا علیرغم کارنامه قبولی و نه ممتازش، او را قدرتمندتر از خاتمی سید معمم در مقابل اقتدار مطلق فقیهان خواهند دید که بدون هیچ شکی در انتخابات حضور یابند؟”
اتفاقا نکته ماجرا همین جاست. اگر قرار است دکتر معینی که از امثال بسیاری از سینه چاکان و پاچه خواران انقلابی تر و از گروه ریا کاران و توبه گویان بی توبه ساده زی تر و معتقدتر است به صرف تفکر آزاد اندیش و دوری از هیئتی کاری و حمایت از شأن دانش و دانشجو و تقاضا برای دیدن مردم و نظراتشان رد صلاحیت شود دیگر کیست که باید تایید شود؟ اینجاست که باید حمایت مردمی چنان بالا برود که تخیل چنین کاری هم به ذهن کسانی که نفع خود را در نادیده گرفتن مردم می بینند نیاید. همینجاست که اگر این تردیدها و دودلی ها به یقین تبدیل شود کار ساز است و تردید دهها و صدها نفر دیگر را یقین خواهد کرد. گرچه حتی شخص دکتر معین هم نمی تواند اطمینان بدهد که او می تواند هر آنچه مردم بخواهند بکند ولی می تواند اطمینان بدهد که آنچه ملت نمی خواهد نکند. و جالب اینجاست که دکتر معین هم از زبان ابتهاج همین را می گوید:
“به سان رود
که در نشیب دره سر به سنگ می‌زند، رونده باش،
امید هیچ معجزی ز مرده نیست، زنده باش”
البته شاید هم من اشتباه می کنم…
پی نوشت، در همین راستا:
طبق آخرین اطلاعات بدست آمده …
تردید های انتخاباتی
معین و مشکلاتش

صحنه ی هنرمندی


زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته بجاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد…
سلام. یادمه که با بعضی از رفقا که حرف می زدیم، حرفهای سیاسی، گاهی وقتها وسطای حرف به این نتیجه می رسیدن که حالا که مثلا جناح راست نمی گذاره که دیگران کار بکنند اصلا بی خیال. اصلا مملکت یه دست بشه بهتره حداقل یه کاری می شه. دیگه چون خودشونن چوب لای چرخ مملکت نمی گذارن.
حالا کم کم داره معلوم می شه که نه از این خبرها هم نیست. اتفاقا دیدن که رقیب کنار رفت، حالا وقتشه که خودمون یکه تاز بشیم. آخه اشکال اینجاست که اونور میدون منافع اسلام که سهله، منافع ملی که بی خیال حتی منافع گروهی هم مطرح نیست. همه دنبال اینن که گلیم خودشون رو از آب بکشن.
از یه طرف توکلی تئوری هاش رو روی مملکت آزمایش می کنه از یه طرف خوشچهره. بعضا کار اینقدر بالا می گیره که داد باهنر هم در میاد. اینقدر بلبشو و درهمه که هر کاری بگی می خوان بکنن. خانم شایق که هر روز طرحهایی بهتر از دیروز میده. کم مونده دیگه برای مردم برنامه غذایی هم بده. اینقدر وضع خرابه که بعضی هاشون روشون شده گفتن آقای حداد زیادی آرومه. بلد نیست مجلس رو اداره کنه. یکی رو می خواییم که مثل ما باشه. این دعوای اخیر مجلس و قوه ی قضاییه هم که نور علی نوره. همین الان هم که سر حمایت از یک کاندیدای واحد دعواست.
ولی به نظر من بدترین افرادی که می تونن رئیس جمهور این مملکت بشن علی لاریجانیه. یک ذره در شخصیت و نظریات و عملکرد این دوست عزیزمون علاقه به این مملکت نمی بینم.
گوشه ای از هنرمندی های آقای لاریجانی. خدا به خیر کناد…
پرچم سفید – دایدو