زندگی دانشجویی

fit.jpg
سلام. این روزها باید صبح ۶:۴۵ از خواب بیدارشم. ۲۰ تا ۲۵ دقیقه پیاده روی از خونه تا ایستگاه قطار دارم. پس۷:۳۰ حداکثر از خونه باید بیام بیرون تا به قطار ۷:۵۸ دقیقه برسم. احتمالا یه دو چرخه می خرم. ۷ دقیقه با قطار تا سایبرجایا توی راهم. ۱۰ تا ۱۵ دقیقه توی ایستگاه سایبرجایا منتظر مینی بوسم. ۱۵ دقیقه هم از ایستگاه تا دانشگاه راهه. که اگر همه چیز به خوبی پیش بره به کلاس ساعت ۹ می رسم. وای از اون روزی که ساعت ۸ صبح کلاس دارم!
تا ۶ و ۷ شب دانشگاهم وبعد همه چیز بر عکس مسیر صبح. در نتیجه ۸، ۸:۳۰ خونم. وای از اون روزی که کلاس جایگزین تا ۱۰ شب دارم!
۱۹ واحد:
Digital systems
C++ Computer programing
Database systems
Matemathical tecniques
Technical communication
Bahasa Malaysia!
خدا به خیر کناد.

ابراز شرمندگی!

آقا من واقعا شرمنده اینجا سر میزنید خبری نیست. راستیتش! ما خونه مون عوض شده یکم طول می کشه تا اینترنتش رو نصب کنن. الان هم از کتابخونه دانشگاه می نویسم. ولی فتوبلاگ رو آپدیت کردم. می رسم خدمتتون…

فتوبلاگ

سلام. قسمت فتوبلاگ سایت هم راه افتاد. هر از گاهی یه سری هم به اونجا بزنید ثواب داره.
راستی می خواستم یه شعر از مولانا بنویسم براتون:
آن یکی نحوی به کشتی در نشست
رو به کشتیبان نهاد آن خود پرست
گفت هیچ از نحو خواندی؟ گفت لا
گفت نیمه عمر تو شد در فنا
دل شکسته گشت کشتیبان ز تاب
لیک آن دم کرد خامش از جواب
باد کشتی را به گردابی فکند
گفت کشتیبان بدان نحوی بلند
هیچ دانی تو شنا کردن بگو
گفت نی ای خوش جواب خوبرو
گفت کل عمرت ای نحوی فناست
زآن که کشتی غرق این گردابهاست

مرد نحوی را از آن در دوختیم
تا شما را نحو محو آموختیم
فقه فقه و نحو نحو و صرف صرف
در کم آمد یابی ای یار شگرف

آغاز سال نو …

سلام. فردا اولین روز ترم جدید و در واقع اولین رو سال تحصیلی در دانشگاه ما MMU است. اولین چیزی که به ذهنم رسید شعر اول تلویزیون بود:
آغاز سال نو، با شادی و امید؛ همشاگردی سلام، همشاگردی سلام …
الان ساعت ۴ صبحه و من فردا از ۸ صبح کلاس دارم. اولین کلاسم Technical Communication که بعضی از بچه ها می گفتن ترم اول بر نداری بهتره و سخته. فردا بریم ببینیم چی می شه.
امروز بعد از مدتها یعنی بعد از حدود ۵ ماه که اومدم اینجا لیموشیرین خوردم. باریکلا به من!
اصلا حال و حوصله حرف سیاسی و صحبت در باره تایید حکم و بودجه فلان دستگاه و… ندارم، خوب چه بهتر!

ستاری فر

satari.jpg
سلام. نمی دونم تا چه حد از دکتر ستاری فر ریس سازمان مدیریت و برنامه ریزی شناخت دارید. بالاخره بعد از چندین بار استعفا آقای خاتمی با استعفاش بعد از تصویب برنامه چهارم و قبول مشاوره اقتصادی ریس جمهور موافقت کرد. ستاری فر که دکترای اقتصاد با گرایش برنامه ریزی و توسعه داره رو باید از موفقترین مدیران دولت به حساب آورد. اون و تیم همراهش برای اولین بار نحوه برنامه ریزی رو در کشور از حالت برنامه ریزی و تخصیص منابع به صورت برنامه ریزی و ایجاد سرمایه در آورد. ستاری فر شب و روز به فکر پیشرفت و توسعه کشور بود و تا حدی شاید افراط کرده بود که فشار کار باعث شده بود بیش از ۲۵ کیلوگرم وزن کم کنه و بارها از نظر پزشکی از ادامه کارمنع بشه.
واقعا کار اداری کردن در ایران اگر آدم بخواهد با تعهد و شفاف کار کنه توجیحهات خاصی برای خود شخص نیاز داره. فشاری که به مدیر و خانواده اش میاد اصلا قابل جبران با پولی که در میاره نیست. اما اگر بی خیال و بی مسولیت باشه و یه کمی هم اهل زیر میزی و این حرفها باشه فقط کافیه مجیز گو هم باشه که دیگه صندلی و درآمدش تضمینه.
مشکل مملکت ما در نبود مدیر نیست. در بی سیستمی و مقاومت یکسری با هرگونه سیستم و نظمه. در ایران امروز همه چیز قائم به شخصه. اگر کسی که روی صندلی نشست متعهد و با شعور باشه کارها به نحو احسن انجام می شه ولی چون کار درست انجام دادن تعریف شده نیست تمام فشار ها رو شانه شخص مدیره. به انحا مختلف در کارش ایجاد مشکل می شه تا از پیشرفتش جلو گیری بشه. انواع تهمتها و بدگویی ها در موردش گفته می شه و با وجود حقوق نامناسب باید در برابر پیشنهادهای رشوه و … مقاومت کنه.
البته من نسبتی با ستاری فر ندارم فقط شناخت دورادوری که داشتم باعث شد اینها رو بنویسم تا به سهم خودم از کسی که می دونستم با صداقت کار می کرد تشکر کنم.